عبدالرحیم قاضی(1)                   به ترکی زبان نقشی آمد عجب                  که جادو دمان را بود مهر لب ...

          زهی  طبع    تو  اوستاد  سخن                 ز  مفتاح   کلکت  گشاد  سخن

(جامی خطاب به امیر علیشیر)

چکیده :

ادوار و اعصار تاریخ ایران هر یک ویژگی ها و دلایل خاص اهمیت خویش را دارند خصوصا در منطقه خراسان بزرگ که شامل قومیت و طوایف مختلف می باشد و در دوره های معاصر نکته حائز اهمیت دیگر توجه به رویکرد جمهوریهای آسیای میانه و اقوام مختلف به چنین سوابق تاریخی و فرهنگی است که در راستای نیل به هویت فرهنگی و تاریخی در فرآیند استقلال برایشان اهمیت اساسی دارد.

قزاقها بر شخصیت حماسی به نام مانای تأکید کردند ، ترکمنها بر مختومقلی فراغی ، شاعر پرآوازه و مسکین قلیچ و نیز جدالهای سهمگین ترکمنها با سربازان تزاری در نیمه ی دوم قرن نوزدهم عطف توجه نمودند ، تاجیکها بر عصر سامانیان و رودکی شاعر متکی شدند و ازبک ها بر عصر تیموریان ، شخص امیر تیمور و بزرگانی چون شاهرخ میرزا، الغ بیگ ، امیر علیشیر نوائی که موضوع مقاله می باشد توجه خاصی از خود نشان دادند.

واژگان کلیدی:

امیر علیشیر نوائی، تیموریان، سلطان حسین بایقرا، هرات، جامی، نقشبندیه

مقدمه:

          امیر علیشیر نوائی شاعر ، مهردار، میر دیوان و وزیر دربار شخصیت برجسته سیاسی و فکری دوران سلطان حسین بایقرای تیموری می باشد که در بیان انگیزه ی این تحقیق می توان دوره ی میر علیشیر نوائی را دوره ای درخشان در تاریخ فرهنگی ایرانیان و ترکان دانست که مورد توجه و علاقه ی محققان اروپایی چون بارتولد و مینورسکی قرار گرفته است. زیرا میر علیشیر نوایی در حقیقت نماینده ی حیات ادبی و فرهنگی ترکان در دوره ای است که این فرهنگ کاملا تحت نفوذ فرهنگ ایرانی- اسلامی قرار گرفته است.

          میر علیشیر نوائی و سلطان حسین بایقرا در سال های 892-873 هجری دارای روابط نزدیک بوده اند که بعدها به علت فعالیتهای عمرانی و ساختمانی میر علیشیر را که دربردارنده ی مشکلاتی برای خزانه ی سلطان حسین بود، زمینه ساز بخشی از دلایل مغضوبیت او در سال های آینده نزد سلطان بوده است.

          وی با همه ی مشغله ی امورات سیاسی از مطالعات علمی و تألیفات مختلف دست بر نداشت و مجلس او مجمع علما و فضلای آن روزگار و کتابخانه ی وی نیز مورد استفاده ی دانش پژوهان بود.     خواند میر نیز از آن کتابخانه بهره ی فراوان برده است. سرانجام امیر علیشیر از امورات دولتی کناره رفت و منزوی گشت و تا آخر عمر ، درویشی را بر همه ی امور ترجیح داد و با نورالدین عبدالرحمان جامی مصاحب گشت.

امیر علیشیر نوائی:

          نظام الدین امیرکبیر معروف به امیر علیشیر نوائی معروفترین و کاردان ترین ، دانشمندترین وزیر دوره ی تیموری و از بزرگ زادگان خاندان جغتایی ، حاکم ماوراءالنهر و کاشغر و بلخ و بدخشان بود. وی در 17 رمضان سال 844 هجری/ 9فوریه 1441 میلادی در شهر هرات و در ناحیه ی دولتخانه ، نزدیک پل تولکی متولد شد. مادرش دختر ابوسعید چنگ از امیرزادگان کابل بود که در دستگاه تیموریان دایه بود و به همین سبب فرزندش نسبت به حسین بایقرا کوکلتاش (برادر رضاعی) بود . پدرش امیر غیاث الدین کجکنه (کجکینه) از ترکان جغتایی و حاکم سبزوار و در خدمت شاهرخ تیموری بود. وی پس از مرگ شاهرخ برای حفظ جان خود راه شیراز را در پیش گرفت و کودک شش ساله ی با  استعداد خود را همراهش برد و در تفت با شرف الدین علی یزدی مورخ مشهور دیدار کرد . وی ایام کودکی خود را در مصاحبت حسین میرزا بایقرا در مشهد گذرانید و بدین علت رشته ی دوستی این دو مستحکم بود تا زمانی که حسین میرزا بایقرا بر هرات مسلط شد و امیر علیشیر را درسال 876 هجری به امارت دیوان منصوب کرد و نفوذی که او اعمال می کرد به قدری موثر و مقتدرانه بود که پس از سلطان شخص دوم دولت و مملکت به حساب      می آمد روابط بین حاکم و مشاورش در طی این دوران محکم و عمیق شد و این حالت سالها ادامه داشت و در سال 892 هجری به مدت پانزده ماه حاکم استرآباد گردید [2]و وی پس از یکسال استعفا کرد. وی به هدایت مولانا نورالدین عبدالرحمان جامی به طریقه ی دراویش نقشبندی گروید. وی مولف و نویسنده ی شایسته ای بود و به کارهای هنری علاقه داشت و خمسه المتحیرین را در شرح حال حضرت جامی نوشت. او را پدر ادبیات ترکی معرفی می کنند، وی زبان ترکی را بر فارسی مرجح می پنداشت و محاکمه اللغتین را در همین موضوع نوشت و تذکره ی او به نام مجالس النفائس مشهور می باشد.

 وی در ایجاد مدارس و محافل علمی در خراسان و رفع نواقص حکومت تیموریان و ایجاد رفاه عمومی برای مردم می کوشید. وی از میزان بار مالیاتها کاست و دست مأموران فاسد را کوتاه کرد. وی در سال 906 هجری قمری در هرات از دنیا رفت و مزارش در آن شهر هنوز معروف است.

          غیاث الدین بن همام الدین خواند میر- صاحب آثار نفیسی چون حبیب السیر فی اخبار افراد بشر، همایون نامه ، دستورالوزراء، منتخب تاریخ وصاف، مکارم الاخلاق و... و خواهرزاده ی میر خواند- در خصوص مرگ وی شعر ذیل را سروده است.

جناب     امیر      هدایت    پناهی                      که ظاهر از او گشت آثار رحمت

شد    از  خارزار  جهان سوی باغی                     که  آنجا شکفتست گلزار  رحمت

چو نازل شد انوار رحمت به روحش                      بجو سال فوتش ز «انوار  رحمت» (906)

          جنازه امیر را با احترام کامل شاهزادگان و بزرگان کشور در عیدگاه شهر هرات بردند و عموم اهل آن شهر بر وی نماز گزاردند و حسنعلی جلایر که طغای امیر علیشیر بود جنازه ی آن امیر را در گنبد  گوشه ی مدرسه ی علیشیر در سر پل انجیل هرات دفن نمودند.[3]

امیر علیشیر نوائی و تصوف:

          امیر علیشیر نوائی به تصوف گرایش داشت و به شیوخ طریقت نقشبندیه اظهار ارادت می کرد و خود را پیرو طریقت نقشبندیه می خواند و در پایان عمر نیز منصب جاروکشی خانقاه خواجه عبدالله انصاری(رض) -پیر هرات- را اختیار کرد که اساسا نشان دهنده ی گرایش او به تصوف است. بدین سبب او خانقاههایی را نیز بنا کرد یا در مرمت و بازسازی آنها کوشید که مهمترین آنها خانقاه اخلاصیه بود . خانقاههای دیگری چون شفائیه و زیارتگاهها وآرامگاههایی برای شیوخ صوفی عصر مانند عمارت مزار نورالدین عبدالرحمان جامی که به وی ارادت بسیار می ورزید ، عمارت سر مزار خواجه ابوالولید آزادانی     – مشهور به پیر مجرد- که از اساتید علم حدیث بود که امیر تیمور نیز به زیارت وی آمده و به وی ارادت داشت و عمارت سر مزار شیخ محیی غزالی طوسی و خانقاه مزار شیخ فریدالدین عطار نیشابوری ، توسط او بنا شده است و بانی کتابخانه ی هرات می باشد . وی تا آخر عمر تنها زیست و هرگز همسری اختیار نکرد.[4]

          وی در سمرقند ودر خانقاه خواجه فضل الله ابواللیثی که ابن سینای ثانی خوانده می شد سکونت داشت و دو سال از درس او بهره مند گشت و در هرات در محضر نورالدین جامی علم عروض و اصطلاحات صوفیه آموخت و نزد حافظ علی جامی قرائت قرآن را فرا گرفت و در مجلس درس ملا احمد تفتازانی در مسجد جامع شهر هرات حضور می داشت.[5]

          اکنون از مدرسه و مسجد جامع و خانقاه و دارالشفاء و دارالحفاظ امیر علیشیر هیچ اثری باقی نمانده و هنگام تخریب مصلی به کلی از میان رفته است و حتی هنگام تخریب مصلی مقبره ی امیر علیشیر و گنبد آن نیز ویران شده است.

          بعدها در سال 1366 هجری قمری در زمان عبدالله ملک یار نائب الحکومه هرات ترمیمات و تعمیرات مزار وی انجام شد که توسط مهندسین هروی به اتمام رسید[6] که اکنون نیز گنبد روی مقبره ی آن از بین رفته است.

وی در مراسم دفن مولانا نورالدین جامی به همراه سلطان حسین بایقرا و سایر امرا و ارکان دولت تیموری و تمامی اعیان ملک وملت حضور داشتند و جهت ترویح روح خدمت مولوی به اطعام طعام و ختمات کلام قیام و اقدام نمودند[7]  و در ماده تاریخ وفات وی این بیت را سرود.

          کاشف سر الهی بود بی شک ز آن سبب         گشت تاریخ وفاتش «کاشف سر الله»(898هجری)

          این وزیر دانشمند سلطان حسین بایقرا به خواجه عبیدالله احرار- از مشایخ بزرگ نقشبندیه در ترکستان- نیز سخت ارادت می ورزید و با وی که در سمرقند بود مکاتبه می کرد. وی نامه های احرار را در مرقعی گرد آورده است. وی از احرار به عنوان قطب وقت یاد کرده[8] و شرح حال او را در نسایم المحبه آورده است. وی به مناسبت وفات او ماده تاریخ «خلد برین» را تصنیف کرده است.[9] وی در زبان ترکی جغتایی و فارسی ، نویسنده و شاعر زبر دستی بود و موسس شعر جغتایی نیز می باشد. در زبان جغتایی ، «نوائی» و در زبان فارسی ،« فانی» تخلص می کرد. اشعار وی در فارسی خمسه المتحیرین نام دارد.[10]

امیر علیشیر نوائی و سلطان حسین بایقرا:

الف- فرهنگی:

          سلطان حسین بایقرا برخلاف برخی از حکمرانان تیموری و بیشتر حکومتگران تاریخ ایران که از فرهنگ وسیله ای برای اعتلای حکومت و ماندگاری نام و نشان بهره می بردند پیوند عمیق با فرهنگ داشت که این جریان ریشه ای قبل از دستیابی وی به قدرت دارد . وی نه تنها برای پیشبرد فرهنگی تلاش کرد بلکه خود از زمره ی مردان فرهنگ این سرزمین به شمار می رود . وی دارای رساله ای به نام رساله ی معما و اشعاری به زبان پارسی سروده است. امیر علیشیر نوائی در تذکره ی مجالس النفائس به ذکر اشعار ترکی حسین بایقرا بسنده می کند و از آن ستایش می کند و دارای رساله ای به زبان فارسی به نام «گل و مل»   می باشد که در قالب مثنوی مناظره ی بین گل و شراب است.

          حسین بایقرا در ادب ترکی دارای دو اثر مشخص می باشد که نخست دیوان اشعار و دیگری    رساله ی منثور است. وی در ساله ی منثورش به امیر علیشیر نوائی و تلاشهای او در مسیر ارتقاء و اعتلای زبان ترکی جغتائی اشاره کرده است و می نویسد که تا زمان حاضر هیچ مردی معانی بکر را جامه ی ترکانه نپوشانیده و آن نازنینان را با این خلعت زیبا به جلوه ی ظهور در نیاورده بود و در همین رساله علیشیر نوائی را با نظامی گنجوی و امیر  خسرو دهلوی مقایسه می کند و از نظر وی استاد سخن نظامی خمسه را در سی سال به پایان برد و امیر خسرو تقریبا دیوانش را با دو سوم ابیات خمسه در 7 سال به پایان برد ولی علیشیر نوائی تنها در دو سال اینکار را به انجام رسانید و این سخنان نمایانگر این است که حسین بایقرا گرچه در عرصه ی سیاست با علیشیر نوائی درگیر تنشهای جدی بود ولی در عرصه ی فرهنگ و نهضت تقویت زبان ترکی ، با او هم آوایی می کرد و با او هم عقیده بود.[11]

ب- سیاسی:

          سلطان حسین بایقرا در فرمانی تصریح می کند که با علیشیر از اوایل عهد، بلکه در منازل مهد، به واسطه ی نسبت رضاعی و ... امتزاج و اتصال داشته است و با اشارت به آیه ی شریفه ی «والسابقون السابقون، اولئک المقربون» (واقعه:11-10) در خصوص رابطه ی خود با علیشیر و برادر انگاشتن او ، ناظر بر همین پیشینه است.

          امیر در نخستین سالهای حکومت سلطان حسین بایقرا در هرات، مشاور اصلی سلطان بود ولی    زمزمه های مخالفت از سوی علیشیر نوائی در سرباز زدن از قبول مناصب رسمی، خیلی زود آغاز شد. وی بیشتر مایل بود ندیم یا اتکجی سلطان باشد، چرا که در غیر اینصورت به سبب خاستگاه قبیله اش نسبت به دیگر قبایل ، او به جایگاهی که خود را شایسته ی آن می دانست ، دست نمی یافت. امیران قبیله ی اویغور ، که نوائی بدان وابسته بود، به رسم ترکان ومغولان ، در دربار پس از امیران قنقرات، قیات، ترخان،ارلات و برلاس قرار می گرفته اند . به همین دلیل ، او که خود را نزدیکترین شخص به سلطان می دانست، با قبول منصب در فرودست سرداران دیگر قرار می گرفت و در فرمانها نیز مهرش پس از آنها زده می شد. بنابراین علیشیر به زودی از منصب اعطایی سلطان حسین بایقرا ، یعنی محافظت مهر بزرگ همایون استعفا کرد. علیشیر نوائی به عنوان نزدیکترین فرد به سلطان اجازه داشت دیدگاهها و صوابدیدهای خود را به او بگوید، حتی اجازه داشت که موردی را تا سه مرتبه به شاه بگوید.

          پس از استعفا از منصب اعطایی سلطان یعنی محافظت مهر برگ همایون به امارت دیوان اعلی – از مهمترین مناصب دربار تیموریان-منصوب شد.[12] ولی این منصب را نیز مدت زیادی حفظ نکرد و به زودی دست از مهمات دنیوی باز کشید و به گوشه ی کاشانه ی تقوی و طاعت که سرمایه ی عقبی است متوجه گردید.[13]

          از همین زمان ، دوران دیگری در زندگی علیشیر نوائی آغاز شد که در آن، پیوندهای او را با جریانهای سیاسی و شخص سلطان حسین بایقرا محدودتر کرد.

          امیر علیشیر که شخصیت آزاده و وارسته ای داشت بر جاه و جلال دنیوی اهمیت چندانی قائل نبود و بیشتر با شاعران و علما و فضلا و هنرمندان در تماس بود . 

تفاوت امیرعلیشیر با دیگر امیران ترک تبار عصر خود، این بود که او تنها یک نظامی نبود و بیشتر تکاپوهایش صبغه ی فرهنگی داشت ، چنانکه گاه مورد طعن مخالفان نیز قرار می گرفت و او را امیری    می دانستند که فاقد توانایی نظامی است.

آثار امیر علیشیر نوائی:

          خدمات امیر علیشیر نه تنها در ایجاد آثار علمی ، ادبی و هنری روزگار خویش بسیار چشمگیر و برازنده است ، بلکه شاعر و نویسنده و محقق و صاحب تألیفات ارزنده ای است . در اثر توجهات وی در عرصه ی علوم ادبی ، دینی ، تفسیر و سیره ی نبوی آثاری بس مهم ، جاودانه و ماندگار تألیف و ترجمه گردید و نام وی در آغاز و یا انجام بسیاری از تألیفات و تراجم عصر وی به ثبت رسیده است که از آن جمله می توان به نفحات الأنس وحضرات القدس ، اشعه اللمعات و شواهد النبوت جامی، روضه الصفا فی سیرت الانبیاء و الملوک والخلفاء میرخواند،درج الدرر فی سیر خیر البشر اصیل الدین هروی، روضه الاحباب فی سیره النبی والآل و الاصحاب و معراج النبوت فی مدارج الفتوت میر جمال الدین عطاءالله، خلاصه الخبار و مآثر الملوک و مکارم الاخلاق خواند میر، بدایع الصنایع، تفسیر حسینی ملا واعظ کاشفی، و ... نام برد.

          امیر علیشیر نوائی دارای آثاری به ترکی و فارسی می باشد.

تصنیفات وی به شرح ذیل می باشد:

1-حیره الابرار 2-فرهاد وشیرین 3-مجنون ولیلی 4-سد سکندری 5- قصه شیخ صنعان 6- خمسه المتحیرین 7-منشآت ترکی 8- تواریخ ملوک عجم و انبیاء 9- عروض 10-مفردات در فن معما 11-وقفیه 12- حالات سید حسن اردشیر 13- حالات پهلوان محمد ابوسعید 14-مجالس النفائس [14]  15-میزان الاوزان 16-منشآت فارسی 17-مناجات نامه 18-محبوب القلوب 19-نظم الجواهر 20- سراج المسلمین 21-اربعین منظوم 22-مثنوی لسان الطیر و...[15]

غزلیات وی پنج دیوان است که شامل چهار ترکی و یک فارسی می باشد: ترکی شامل 1-غرائب الصغر 2-نوادرالشباب 3- بدایع الوسط 4- فواید الکبر

دیوان فارسی وی شامل شش هزار بیت است.[16]

به  ترکی  زبان  نقش آمد   عجب            که جادو دمان را  بود  مهر لب

بخشید     بر     فارسی      گوهران            به نظم دری ،   در  نظم آوران

که گوری بودی آن هم به لفظ دری            نماندی  مجال   سخن  گستری

به    میزان آن     نظم     معجز نظام            نظامی که بودی و خسرو کدام[17]

 

میر علیشیر و امورات عام المنفعه:

          بنابر آنچه که معاصرین و تذکره نویسان در شرح احوال میر علیشیر نوشته اند آن مرد در حیات خود تأسیسات خیر و بناها مفید بسیار داشته است که فخری هراتی عدد بناهای خیریه او را سیصد و هفتاد بنا ذکر می کند.[18] که اکثر آنها در حال حاضر در خاک افغانستان و خصوصا در اطراف شهر هرات و اینکه در جمهوری های آسیای میانه می باشد و در ایران هفت بنا بیشتر شناسائی نشده است که عبارتند از:

1-ایوان جنوبی صحن عتیق مقبره ی حضرت امام رضا (ع): در مشهد می باشد ، که بنای آن منصوب به امیر علیشیر نوائی است و نمای خارجی آن کاشی کاری و داخل ایوان با خشتهای طلا مزین شده است و در پایه ی راست و بالای سر در ایوان و پایه ی طرف چپ سوره ی مبارکه ی مریم کتابت شده است و در خلال سطور کتیبه با کاشی زرد و خط کوفی ریز قسمتی از سوره ی مبارکه یس نوشته شده است و نام کاتب اصلی و میر علیشیر نوائی – بانی ایوان- احتمالا در زلزله ی سال 1084 هجری از بین رفته است.

2-مزار شیخ فریدالدین عطار نیشابوری: در تذکره الشعراء دولتشاهی آمده است که «قبر شیخ در بیرون شهر شادیاخ در محلی به نام شهر بازرگان و عمارت آن زاویه مختصر و ویران بود که نظام الحق و الدین امیر علیشیر بر سر روضه ی منوره شیخ که ملتجای زوار است عمارتی ساخته که در دلگشائی پرنورتر از روضه ی رضوان و در فرح بخش جان فزای تر از از مرغزار جنان است»[19]    

3-آب خیابان مشهد: دولتشاه سمرقندی در شرح حال امیر علیشیر به اقدام امیر در ساختن مجرای این آب در مشهد اشاره نموده و می نویسد: « او بغایت الهی چند وقت است تا همت عالی بر خیری گماشته که آب چشمه گل (گلسب) را که از مشاهیر عیون خراسان است و از منزهات جهان و در اعلی ولایت طوس واقع است به مشهد مقدس رضویه آورد و مجاوران و مقیمان مشهد مقدس را از جور بی آبی خلاص سازد و در این کار مدد همت اهل الله شامل حال این امیر کبیر است، منبع این آب که مجموع در ناهمواریها و شکستگی ها آب می باید آورد و این خیر بر جمیع خیرات شریفه اش شرف دارد و مشهد مقدس از این جوی رشک بهشت برین و غیرت نگارخانه ی چین خواهد شد انشاءالله، قال نبی«افضل الاعمال سقی الماء...»[20]

4- رباط سنگ بست:مزرعه سنگ بست در هفت فرسخی شرق مشهد در مسیر دو راهی مشهد به تهران و مشهد به هرات قرار دارد و قبر ارسلان جاذب در این مکان واقع شده است و آبادی سنگ بست نیم فرسخ از راه فاصله دارد که این رباط از ابنیه خیریه ی امیر علیشیرنوائی است.[21]

          5-رباط دیز آباد: دیزآباد که دهی در دوازده فرسخی جنوبی مشهد در کنار مسیر تهران و در نزدیکی نیشابور می باشد و ساکنین آن که اسماعیلی می باشند در تمام فصول سال دارای باد شدیدی می باشد که بدین جهت دیزباد یا دزباد نیز گفته اند و یکی از آثار خیریه و مهم امیر علیشیر در آنجاست که عبارت از رباطی است آجری که تاکنون پا برجاست و شبیه به رباط سنگ بست است ولی عظمت آن را دارد.[22]

          6-بند آجری قریه طرق: در مقابل رودخانه ی مغان و خان رود ساخته شده و قریه ی طرق بوسیله ی آب این بند و رودخانه زراعت می گردد. برای بند مذکور مدرک تاریخی یافت نشده ولی چون در خراسان این موضوع اشتهار دارد و در ثبت آستان قدس ساختمان این بند بنام میر نظام الدین علیشیر است جزو آثار او منظور می شود.[23]

          7-بنای مقبره ی قاسم الانوار تبریزی: قریه ی لنگر در خرگرد جام محلی است که سید قاسم الانوار برای اقامت برگزید و در آنجا وفات یافت و بنائی که در آنجا موجود است همان بقعه ی سید قاسم الانوار می باشدکه میرعلیشیرساخته است ودولتشاه سمرقندی نیز بنای این مقبره را به میر علیشیر نسبت داده است.[24]

کتابنامه:

  - جامی،نورالدین عبدالرحمان. مثنوی هفت اورنگ،به کوشش مرتضی مدرس گیلانی،تهران:سعدی،1337.

---------------------. رساله منشآت ،مصحح عبدالعلی نوراحراری،تربت جام: انتشارات شیخ الاسلام احمد جام ،1383.

- ----------------. نفحات الانس من حضرات القدس ،به تصحیح و مقدمه مهدی توحیدی پور ،تهران،سعدی،1366

  -حقیقت، عبدالرفیع.تاریخ نهضتهای فکری ایرانیان(از مولوی تا جامی) ،تهران: شرکت مولفان  و مترجمان ایران،1361.

- خواند میر. حبیب السیر فی اخبار افراد بشر،زیر نظر محمد دبیر سیاقی، تهران: پیام،ج4.

- رویمر،هانس روبرت و دیگران. تاریخ ایران دوره ی تیموریان کمبریج 6،مترجم دکتر یعقوب آژند ،تهران ،جامی، 1382.

- سمرقندی، دولتشاه. تذکرةالشعراء،به همت محمد رمضانی،تهران ،انتشارات خاور،بی تا.

-فراهانی منفرد،مهدی.پیوند سیاست وفرهنگ در عصر زوال تیموریان و ظهور صفویان،تهران:انجمن آثار ومفاخر فرهنگی،1382.

- میر جعفری،حسین. تاریخ تیموریان وترکمانان، اصفهان:انتشارات دانشگاه اصفهان،1381.

- نظامی باخرزی،عبدالواسع. مقامات جامی،مقدمه نجیب مایل هروی،تهران،نشرنی،1383.

-نوائی،میر علیشیر. تذکره ی مجالس النفائس، به اهتمام علی اصغرحکمت، تهران: انتشارات منوچهری، 1363

- نیشابوری،میرعبدالاول. احوال وسخنان خواجه عبیدالله احرار،به تصحیح عارف نوشاهی،تهران، مرکز انتشارات دانشگاهی،1380.

 -واعظ کاشفی،مولانا فخرالدین علی بن حسین. رشحات عین الحیات،بامقدمه وتصحیح علی اصغر معینیان، تهران،بنیادنیکوکاری نوریانی، 2536،ج1.

- هدایت ، رضاقلی خان. مجمع الفصحا، به کوشش مظاهر مصفا، تهران: امیرکبیر، 1339،ج4.


[1] دانشجوی دکترای تاریخ و مدرس  دانشگاه 

[2] - رویمر،هانس روبرت و دیگران. تاریخ ایران دوره ی تیموریان کمبریج 6،مترجم دکتر یعقوب آژند ،تهران ،جامی، 1382،صص2-131.

 

[3] جامی، نورالدین عبدالرحمان، رساله ی منشآت، به تصحیح عبدالعلی نوراحراری،تربت جام، انتشارات شیخ الاسلام احمد جام،1383، ص258.

[4]  فراهانی منفرد،مهدی،پیوند سیاست وفرهنگ در عصر زوال تیموریان و ظهور صفویان،تهران:انجمن آثار ومفاخر فرهنگی ،1382،صص7-226.

[5] همان،ص205.

[6] چو  فکری  ز تاریخ  ختم بنایش         همی جست ز اندیشه و دل نهانی

   خرد سر ز یاری بر آورد وگفتا          شد    آباد   قبر   علیشیر   فانی (1366 هجری قمری)

[7] هدایت ، رضاقلی خان،مجمع الفصحا، به کوشش مظاهر مصفا، تهران، امیرکبیر، 1339،ج4،ص117.

[8] نوائی ، میر علیشیر ، تذکره ی مجالس النفائس، به سعی و اهتمام علی اصغر حکمت، تهران:انتشارات منوچهری،1363،ص184.

[9] خواند میر، حبیب السیر فی اخبار افراد بشر،زیر نظر محمد دبیر سیاقی، تهران،پیام،ج4،ص109.

[10] حقیقت، عبدالرفیع،تاریخ نهضتهای فکری ایرانیان(از مولوی تا جامی) ،تهران، شرکت مولفان  و مترجمان ایران،1361، صص5-344.

[11] فراهانی منفرد،پیوند سیاست وفرهنگ،صص200-155.

[12] میر  فلک  جناب  علیشیر  کز  شرف      عاجز  بود  ز درک  کمالات  او خرد

   دیوان   نشست آخر شعبان بداد و عدل      از لطف شاه غازی والحق  چنین  سزد

   چون مهر زد  به دولت  سلطان روزگار      تاریخ شد همین که «علیشیر مهر زد» (876 هجری قمری)

-جامی، رساله منشآت ، ص 245.

[13] نوائی،مجالس النفائس،ص134؛فراهانی منفرد،همان،صص176-168.

[14] میر جعفری، تاریخ تیموریان وترکمانان، اصفهان:انتشارات دانشگاه اصفهان،1381،ص155.

[15] جامی،رساله منشآت،صص6-255.

[16] نوائی،مجالس النفائس،صص5-134.

[17] جامی،مثنوی هفت اورنگ،به کوشش مرتضی مدرس گیلانی،تهران:سعدی،1337،ص102.

[18] نوائی،مجالس النفائس،ص134.

[19] همان،ص یب،به نقل از دولتشاهی،تذکره الشعرا،لیدن ،بی تا،ص189.

[20] نوائی ، مجالس النفائس، صص یه – یو، به نقل از دولتشاهی،تذکره الشعرا ،ص506.

[21] همان،ص یز.

[22] همان،ص یح.

[23] همان،ص یح.

[24] همان، ص یح و یط.